السيد علي الحسيني الميلاني

28

داستان سپاه يمن (سخنى در اثبات ولايت على "ع" و نفاق خالد بن وليد) (فارسى)

و خالد بن وليد را به يمن گسيل داشت و هر كدام را به فرماندهى سپاهى منصوب كرد . پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله هر دو را فراخواند و فرمود : إذا اجتمعتما فعليكم علي ؛ اگر به هم رسيديد على فرماندهى هر دو سپاه را بر عهده بگيرد . اين دو سپاه هر كدام به راه خود رفتند . على عليه السلام با سپاه خود به راه افتاد و دور شد . پس از اندك زمانى ، تعدادى را اسير كرد و از ميان اسرا كنيزى را براى خود انتخاب نمود . بريده مىگويد : من از دشمنان سرسخت على بودم ، در اين هنگام مردى به نزد خالد بن وليد آمد و به او خبر داد كه على از ميان خمس غنايم ، كنيزى را برگرفته است . خالد گفت : اين چه كارى است ؟ سپس مرد ديگرى آمد ، و به اين ترتيب اخبار مربوط به اقدام على عليه السلام ، يكى پس از ديگرى به خالد رسيد . خالد مرا فراخواند و گفت : بريده ! حال كه از ماجرا باخبر شده‌اى نامه مرا به رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله برسان . او پس از نوشتن نامه ، آن را به من داد و من به راه افتادم تا آن كه نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله رسيدم . آن حضرت نامه را با دست چپ